هم از آفتاب

چو رسول آفتابم به طریق ترجمانی ----- پنهان از او بپرسم به شما جواب گویم

هم از آفتاب

چو رسول آفتابم به طریق ترجمانی ----- پنهان از او بپرسم به شما جواب گویم

هم از آفتاب

علم، رسمی سربه‌سر قیل‌است و قال
نه از او کیفیتی حاصل، نه حال
علم نبود غیر علم عاشقی
مابقی تلبیس ابلیس شقی
علم فقه و علم تفسیر و حدیث
هست از تلبیس ابلیس خبیث
هر که نبود مبتلای ماهرو
اسم او از لوح انسانی بشو
سینه‌ی خالی ز مهر گلرخان
کهنه انبانی بود پر استخوان
سینه‌ی خود را برو صد چاک کن
دل از این آلودگی‌ها پاک کن...

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

مطالب پربحث‌تر

آخرین نظرات

  • ۳۰ مرداد ۹۴، ۱۷:۱۶ - فاطمه سلام

پیوندها

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «احکام» ثبت شده است

 

استخاره می‌گیریم! یا خودمان، یا با مراجعه به عالم و روحانی محل! راحت‌ترین راه برای تصمیم‌گیری، و بهترین بهانه برای شانه خالی کردن از مسئولیّت عواقب ناجور احتمالی تصمیممان!

استخاره می‌گیریم! گاه و بیگاه، برای تصمیم‌های ریز و درشت زندگی‌مان! و خیلی آسان به تصمیم می‌رسیم! و وقتی به این راحتی می‌توانیم مشکلمان را حل (!) کنیم، چه مرضی داریم که قند خونمان را خرج سلّولهای مغز چروکیده‌مان کنیم؟!

***

بزرگترین نعمتی که خدا به آدمی‌زاد داده، و تنها فرقش با جماعت "دیو و دد"، همین "عقل" آکبندی است که ما داریم! و جالب است نحوه‌ی استفاده‌مان از این سرمایه‌ی دست‌نخورده:

اگر بخواهیم کفش و جورابی بخریم، بخواهیم گوشی همراه مناسبی انتخاب کنیم، از منوی رستوران، غذایی متناسب با رژیممان (!) بگزینیم، قطعاً به عقلمان مراجعه می‌کنیم! و آن نشد و راهی نداد، به مشورت و تحقیق متوسّل می‌شویم!

امّا اگر پای تصمیم مهم‌تری در میان باشد، مثل خرید منزل یا خودرو، انتخاب رشته، و از همه مهمتر، ازدواج، دیگر عقل تعطیل! و سرراست‌ترین راه، استخاره است! انگار می‌ترسیم شیشه‌ نازک تنهایی "عقلمان" ترک بردارد!

***

بزرگانمان فرموده‌اند برای امور مهم "استخاره" کنید! و استخاره (مصدر باب استفعال از ریشه خیر) به معنای طلب خیر است. یعنی قبل از انجام آن کار، از خدای مهربان بخواهید که در آن کار، خیر و خوشی قرار بدهد، خیلی راحت به همین زبان مادری، بگویید: "از رحمت الهی طلب خیر و سعادت می‌کنم" و یا اگر خواستید به عربی دعا کنید: "أَسْتَخیرُاللّهَ بِرَحْمَتِهِ" و چه زیباتر که این را در سجده از خدا بخواهید.

اینطوری، کاری که می‌خواهیم انجام بدهیم، از همان اوّل رنگ و بوی خدایی می‌گیرد و خدای بزرگ هم هوایمان را خواهد داشت ... .

***

گاهی از استخاره، توقّع داریم که غیب بگوید یا از آینده خبر بدهد یا عواقب کار را نشان بدهد. استخاره چنین کارکردی ندارد! فال‌گیری که نیست! جادو و پیشگویی هم نیست! استخاره، فقط برای گرفتن تصمیم برای انجام دادن یکی از دو کار است، همین!

***

حالا برویم سر اصل مطلب! همان استخاره‌ی رایج با همان اصطلاح شایع آن که مشهور شده؛ همان که می‌گوییم "مشورت با خداوند".

وقتی برای تصمیم‌گیری در مورد امر مهمّی دچار تردید و دودلی می‌شویم، اوّل از همه باید از آن بزرگترین نعمت الهی -عقل- استفاده کنیم. خداوند بارها در کتابش به ما تشر زده که "أفلا تعقلون...: چرا از عقلتان استفاده نمی‌کنید؟" همین بس نیست برای به فکر افتادنمان؟! واقعاً عقل را به کار بیندازیم و ببینیم آیا دین و دانش، برای این مسأله، راه حلّی دارد یا نه؟ اصلاً این کاری که می‌خواهیم انجام بدهیم، پسندیده‌ی پروردگار هست یا نه؟ با خرد و منطق جور در می‌آید یا نه؟

اگر با چراغ عقل نتوانستیم راه را پیدا کنیم، در مرحله‌ی بعد، بهترین ابزار تصمیم‌گیری مشورت است. "همه‌چیز را همگان دانند ..." و "هر سری یک عقلی دارد ..." فرد یا افرادی آگاه، دلسوز، خیرخواه و بی‌طرف، بهترین یاور ما در تصمیم‌گیری هستند.

بدیهی است اگر با فکر و یا مشورت به تصمیم رسیدیم، دیگر جایی برای استخاره نمی‌ماند؛ اگر در مورد کاری که می‌خواهید بکنید فکر کرده‌اید و آن را بدون اشکال عقلی و شرعی دیدید، دیگر تردید نکنید و با توکّل به خدا به پیش بروید؛ مطمئن باشید خواست خدا هم همان است و دیگر "استخاره" و "مشورت با خداوند" معنایی ندارد!

حالا فرض می‌کنیم واقعاً عقل و مشورت راه به جایی نبُرد و واقعاً همچنان بر سر دو راهی ماندیم. یعنی با فکر و مشورت به این نتیجه رسیدیم که واقعاً هر دو راه و هر دو تصمیم کاملاً خوب هستند و کاملاً مساوی! (این حالت خیلی خیلی بعید است! دقّت کنید: هر دو راه در درجه‌ی مساوی از خوب بودن هستند! یعنی مثلاً آن دو خواستگار، هر دو در همه‌ی جهات کاملاً‌ همسانند که در این مورد خاص اصلاً امکان ندارد!) اینجاست که خدای مهربان چاره استخاره را برای رفع تحیّر و سردرگمی پیش پایمان گذاشته. از خوب بودن هر دو طرف مطمئن هستیم، استخاره دلمان را برای گزیدن یک کدام محکم می‌کند، و انتخابمان را انجام می‌دهیم و خلاص!

با همه‌ی این اوصاف، حتّی اگر بعد از استخاره، به تصمیم دیگری مبتنی بر عقل و مشورت رسیدیم، می‌توانیم به آن عمل کنیم، عمل به استخاره واجب نیست!

پس:

+ استخاره، در مورد چیزهایی که گناه بودنشان واضح است، معنایی ندارد! با خداوند مشورت کنیم که آیا خلاف نظرش عمل کنیم یا نه! خنده‌دار نیست؟!

+ استخاره (مشورت با خدا) فقط و فقط در جایی کاربرد دارد که واقعاً با عقل و مشورت به جایی نرسیم. این که "تصمیممان را گرفته‌ایم، حالا برای تیمّن و تبرّک می‌خواهیم استخاره کنیم" یک بازی است! بازی خطرناک! چون ممکن است استخاره بد بیاید و دلمان را نسبت به انجام آن کار خوب، سرد کند.

+ استاد بزرگوار عارف و اهل معنایی  می‌فرمود: "هشتاد سال از خدا عمر گرفته‌ام، و هنوز حتّی هشت مرتبه هم برای امور زندگی‌ام استخاره نگرفته‌ام!" بپرهیزیم از عادت وسواس‌گونه به استخاره!

+ و در آخر، اگر واقعاً نیاز پیدا کردید به استخاره، بهترین استخاره آن است که خودتان انجام بدهید ... گرچه مراجعه به بزرگان اهل دل و اهل معرفت خیلی خوب است، ولی برای "مشورت با خدا" در آن موقعیّت خاص، خودتان با او خلوت کنید، بی‌واسطه ...

نمی‌دانید چگونه؟ به آنجا مراجعه کنید! خیر پیش!

 


صراط عزیز، باز هم لطف داشته ... .

 

<

<
میرمحمد
۳۰ شهریور ۹۱ ، ۲۰:۵۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ نظر

 

اگر یادتان باشد، در مورد روزه و طهارت نوشتم، و وعده دادم که در مورد احکام دیگر هم تا جایی که بتوانم، چنین بررسی را در مورد برخی مسائل بکنم، در این مطلب، به تاج سر بندگی، نماز، می‌پردازم.

1. اذان و اقامه نمازهای یومیّه، گرچه بسیار مورد تأکید و سفارش است، ولی جزء واجبات نیست و بدون آن نماز باطل نمی‌شود. نمازهای غیر یومیّه هم، چه واجب و چه مستحب، اذان و اقامه ندارند.

2. برای نیّت نماز (مانند نیّت همه عبادات) لازم نیست حتماً چیزی را به زبان بیاوریم و یا از دل بگذرانیم، همین‌قدر که حواسمان باشد داریم کدام نماز را می‌خوانیم و برای خدا هست، کافی است.

3. اگر نماز صبح قضا شد، لازم نیست حتماً در صبح دیگری خوانده شود، هر موقع روز می‌شود خواند؛ همچنین در مورد سایر نمازهای قضا شده.

4. نمازی که باید قرائتش بلند خوانده شود (صبح و مغرب و عشاء) قضایش را هم باید بلند خواند، و همچنین نمازی که باید آهسته خوانده شود ... .

5. بالا بردن دستها برای تکبیرة الإحرام (و نیز سایر تکبیرهای نماز)، انجام قنوت و سلام اوّلی نماز، مستحب هستند، و بدون آنها هم نماز صحیح است.

6. خانمها برای نماز باید تمام بدن را بپوشانند، ولی این پوشش لزوماً چادر نیست، یک لباس مناسب هم که پوشش لازم را داشته باشد، کافی است.

7. گفتن الحمد لله بعد از خواندن حمد توسّط امام جماعت، و نیز انگشتر چرخاندن هنگام قنوت، و نیز دست به صورت کشیدن بعد از قنوت، و نیز صورت چرخاندن به چپ و راست بعد از سلام نماز، هیچکدام وجهی ندارند. بپرهیزیم از بدعت و خرافه ... .

8. اگر در هنگام کسی به شما سلام کرد، جوابش واجب است، حتّی اگر کودک باشد؛ و البتّه برای جوابش باید بگویید: "سلامٌ علیکم" و نه "علیکم السلام"

9. کسانی که نشسته نماز می‌خوانند، باید تا جایی که امکان دارد، 7 نقطه‌ای که باید برای سجده روی زمین باشد را روی زمین بگذارند. و اگر باید محلّ پیشانی‌شان بالاتر باشد، بایستی با پایه‌ یا میز یا ... مهر را بالا بیاورند و کف دستها باید روی زمین باشد.

10. اگر در قرائت و تلفّظ درست حرف "ظ" مشکل دارید (مثل من!) ذکر رکوع را همان سه مرتبه "سبحان الله" بگویید! به همین راحتی!

11. هر حرکت اضافی، مبطل نماز نیست، در هنگام نماز، وقتی که ذکری نمی‌گویید می‌توانید یکی دو قدم حرکت کنید (تا جایی که حالت نماز به هم نخورد) و نیز مادر می‌تواند در هنگام نماز نوزادش را در آغوش گرفته و حتّی شیر بدهد.

12. به فرزندتان یا رفیقتان گیر ندهید که نماز ظهر و عصر را و مغرب و عشاء را سریع، پشت سر هم بخوان! اصلاً همین جدا خواندن (پنج وقت) مستحب است!

13. اصلاً کی گفته صورت با آرایش نماز ندارد؟! درست که برای وضو نباید مانعی از رسیدن آب به پوست باشد، ولی برای نماز، همینقدر که مابین پیشانی و مهر مانعی نباشد کافی است.

14. بر روی کاغذ هم می‌شود سجده کرد! مگر این که یقین کنید از پنبه یا کتان تهیه شده!

15. نماز زیارت برای ائمه معصومین علیهم السلام است، نه برای امامزادگان.

16. بانوان گرچه در مقابل نامحرم باید تمام بدن (به استثنای دستها تا مچ و گردی صورت، آن هم بدون زینت و آرایش) را بپوشانند، امّا در هنگام نماز اگر نامحرمی نبود، پوشاندن کف و روی پاها تا قوزک واجب نیست.

17. تمام اذکار نماز (بجز ذکر بحول الله ...) واجب است در حال سکون خوانده شوند.

18. در نماز جماعت، تبعیّت از پیشنماز در اعمال (حرکات) واجب است، ولی در اذکار واجب نیست.

19. در تمام نماز (بجز سلام) جایز نیست غیر خدا را مخاطب قرار داد؛ پس خواندن دعای فرج (الهی عظم البلاء... که در قسمتی از آن اهل بیت علیهم السلام را مخاطب قرار می‌دهیم) و زیارات و ... در هیچ جای نماز (از جمله قنوت) جایز نیست.

20. معروف است که اگر کسی خدای نکرده چیز ناجوری خورد، یا کار ناجوری کرد، تا چهل روز نماز ندارد! و به همین خاطر به او می‌گویند نباید نماز بخوانی! این اشتباه است، ممکن است به خاطر آن گناه، قبول نماز در درگاه الهی سخت شود، ولی این، تکلیف الهی را از گردن گنه‌کار بر نمی‌دارد. اتّفاقاً به نظر من، آن بنده خدا باید بیشتر به نماز و مناجات بپردازد تا گناهش پاک شود . مثل گذشته، بنده خوب و نازنین خدای مهربان شود ... .

در نوشتن این مطلب، نگاهی هم داشتم به کتاب "مردم و برداشت‌های احکام" استاد "محمود اکبری" ببخشید اگر قدری هم بی‌نظم و پراکنده شد! اگر موردی هم به ذهن شریفتان رسید، امر بفرمایید تا اضافه کنم.

 

<
میرمحمد
۲۵ شهریور ۹۱ ، ۱۸:۰۸ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۶ نظر
 
پرده‌ی اول:
استاد به شاگردش فرمود: به زودی دچار شبهه‌ای می‌شوید که چون نشانه‌ای ندارید و راهنمایی هم در دسترس‌تان نیست نجات نخواهید یافت مگر این که "دعای غریق" را بخوانید.

شاگرد پرسید: آن چه دعایی است؟

و استاد:

یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ

شاگرد برای آن که تکرار کند و درس را بهتر به خاطر بسپارد:

یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ و الأبصار ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ

استاد فرمود: به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو:

"یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ"

و استاد مهربان، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام، اینچنین درس امانت‌داری در نقل حدیث و دعا و پرهیز از بدعت و کم و زیاد کردن عبارات معصوم را به شاگردش (عبدالله بن سنان) داد ... .

 

پرده‌ی دوم:

می‌گوییم شیعه‌ هستیم، و پیرو آن نورهای پاک الهی، "پی رو" نه یک قدم عقب می‌افتد و نه یک قدم جلوتر می‌رود! و قرار شد که در چیزهایی که یادمان دادند، دخل و تصرّف نکنیم! همین امروز در همان مجلس ختمی که داستانش گذشت، از زبان قاری محترم و برای بار چند هزارم شنیدم که اتّفاقاً همین دعای فوق‌الذّکر را که امام خصوصاً روی آن دست گذاشتند و نهی کردند از دست‌کاری‌ش، موقع ختم جلسه به این صورت خواندند:

یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مقلّب القلوب، ثبّت قلوبنا علی دینک ...

خوب پدرجان من! می‌دانم ادبیات عرب بلدی و می‌توانی واژه مفرد را جمع مکسّر ببندی و ضمیر مضافٌ‌الیه آن را هم جمع بیاوری! ولی آیا لحظه‌ای فکر کرده‌ای که حتماً چنین چیزی را ائمه ما هم بلد بودند و اگر لازم بود در جمع آن طور خوانده شود، حتماً توصیه می‌فرمودند؟!

و ای خوانندگان گرامی! در ادعیه و زیارات، مبادا دخل و تصرّف کنید! همانی را بخوانید که هست! نه یک حرف کمتر و نه یک حرف بیشتر! که اگر فضیلتی به آن زیادت بود، مطمئن باشید معصوم علیه‌السلام دریغ نمی‌کرد!

آخر دعای سلامتی امام زمان عجّل الله فرجه (اللهمّ کن لولیّک ...) "برحمتک یا ارحم الراحمین" ندارد!

فرازهای معروف زیارت عاشورا (إنّی سلمٌ ...) یک بار در متن آمده است! اگر تکرار لازم بود، مانند لعن و سلام آخرش می‌گفتند که تکرار کنید (و جالب است که آنچه دستور به تکرار داده‌اند -صد لعن و صد سلام- را تکرار نمی‌کنیم!)

در مورد فرازهای کمیل و ندبه و توسّل هم همینطور!

و هزاران مورد دیگر که خودتان بهتر از این حقیر می‌دانید!

<
میرمحمد
۲۲ شهریور ۹۱ ، ۱۸:۴۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳ نظر
 
اگر خاطرتان باشد، قبلا در مورد برداشت‌های نادرست در مورد احکام روزه، مطالبی را عرض کردم (اینجا)
به ذهنم رسید، در مورد بقیه احکام هم با نگاهی به این شیوه، مطالبی را بنویسم؛ هم کاربردی‌تر است و هم بهتر به یاد می‌ماند. و سعی می‌کنم مواردی که می‌نویسم، طوری باشد که مطابق نظر تمام مراجع، دُرُست باشد؛ در این پُست، به احکام "طهارت" می‌پردازم:

1. برخی افراد در برخورد با هر چیز جدیدی، آن را آب می‌کشند (خرید ظرف نو، مواد غذایی، کسی که از بیرون آمده و ...) در حالی که اصل در مورد همه اشیاء، پاک بودنشان است؛ یعنی همه چیزهای دنیا پاک است، مگر این که یقین به نجس شدنشان داشته باشید.
2. در احکام شرعی، چیزهایی که پاک بودنشان لازم است، فقط بدن و لباس (در هنگام نماز) و محل سجده نمازگزار (مهر) است و آب و غذایی که می‌خوریم؛ پس لازم نیست پرده اتاقتان و کنترل تلویزیون و کارت گرافیک کامپیوتر و کفش فوتبالتان پاک باشد!
3. شستن و ضدّعفونی کردن سگ، حتّی اگر با شامپو بچه فلان و شامپو بدن بهمان هم باشد، ممکن است تمیزش کند، ولی پاکش نمی‌کند!
4. اگر داخل بینی یا گوش یا دهانتان با خون یا نجاست دیگری نجس شد، آبکشی لازم نیست، بیرون آوردن آن چیز نجس، کافی است.
5. استفراغ نجس نیست، چه نوزاد شیرخوار، چه کودک، چه نوجوان و چه بزرگسال!
6. برای آبکشی فرش یا موکتی که نجس شده، از بین بردن عین نجاست، و سپس دو مرتبه آب گرفتن (حتی با آب قوری) و بعد از آن، جمع‌آوری آب (هردفعه با دستمالی جداگانه) کافی است. پس گذاشتن تشت زیر فرش و اصرار به شیلنگ‌کشی و استفاده از آب کُر و ... تلاشی غیرلازم است!
7. برای وضو و غسل، آب باید به پوست برسد؛ ناخن و مژه مصنوعی، اکثر لوازم آرایشی، تاتوی موقّت (نقاشی روی پوست) و ... مانع رسیدن آب به پوست هستند.
8. تاتوی دائم (که با تکنولوژی خالکوبی زیر پوست انجام می‌شود!) مانع رسیدن آب به پوست نیست!
9. رنگ کردن مو، برای کسی که غسلی به گردن دارد، مانعی ندارد و غسل برمی‌دارد.
10. ظاهر بدن گربه و موش زنده، نجس نیست؛ اما موی بدنشان (و همچنین هر جزء دیگری از آنها و سایر حیوانات حرام‌گوشت) نباید همراه نمازگزار باشد. پس غذایی که تام و جری به آن ناخنک و یا حتّی زبان زده باشند، نجس نمی‌شود و خوردنشان (از نظر نجس و پاکی البتّه) هیچ اشکالی ندارد!
11. اگر در مورد نجس بودن چیزی شک کردید، هرچقدر هم شکّتان نزدیک به یقین باشد، حکم بر پاکی آن می‌شود، و تحقیق هم در مورد آن لازم نیست! پس اگر چیز سیاهی در برنج دیدید که به فضله موش بودن آن شک کردید، اعتنا نکنید! و لازم نکرده سریع به مامان‌بزرگ زنگ بزنید که فضله موش چه شکلی است!
12. اگر چیز نجسی را آب کشیدید، و فقط رنگ یا بویی از نجاست در آن ماند، پاک است. پس باقی ماندن لکّه خون روی لباس شسته شده، یا بوی ناجور روی کهنه شسته‌شده نی‌نی اشکالی ندارد!
13. برای مسح سر، عرض یک انگشت و طول حدود یک بند انگشت هم کافی است. البتّه پهنای بیشتر و طول بیشتر، مستحبّ است، امّا واجب نیست.
14. مسح روی پا، به همان پهنای یک انگشت کافی است (از سر هرکدام از انگشتان پا) ولی طولش باید حتماً از سر یکی از انگشتان تا مُچ پا باشد.
15. جوهر خودکار،‌ جِرم ندارد و مانع رسیدن آب به پوست نمی‌شود.
16. جاهایی از وضو که باید شسته شوند، یعنی صورت و دستها (نه اعضای مسح) اشکالی ندارد که قبلش خیس باشند.
17. مسح سر، چه با دست راست، چه با دست چپ، چه از بالا به پایین، چه از پایین به بالا، درست است.
18. در غسل، به خلاف وضو، موالات (پشت سر هم انجام دادن اعمال) واجب نیست؛ می‌توانید سر و گردن را جدا بشویید، طرف راست را یک ساعت بعد،‌ جداگانه، طرف چپ را چند ساعت بعد، جداگانه‌تر!
19. همچنین، در غسل، به خلاف وضو، لازم نیست اعضا از بالا به پایین شسته شوند. پس مثلاً شستن پای راست قبل از دست راست، اشکالی ندارد.
20. همچنین برای غسل لازم نیست بدن خشک باشد و لازم نیست حتماً رو به قبله بایستیم!
21. در هنگام وضو گرفتن، شستن وضو با دست چپ هم بلامانع است!
22. اگر وضو داشتید و خدای نکرده خون‌دماغ شدید، یا بدنتان نجس شد، وضو باطل نمی‌شود،‌ فقط برای نماز باید بدن و لباس را تطهیر کنید.

همین‌ها فعلاً! ببخشید اگر پرحرفی کردم! و ببخشید اگر کاستی داشت! اگر احیاناً سؤال دیگری در همین موضوع به ذهن مبارکتان رسید، در نظرات ذیل همین مطلب منعکس فرمایید تا در صورت بلد بودن، انجام وظیفه کنم و بقیه رفقا هم استفاده کنند.
 
<
میرمحمد
۰۷ شهریور ۹۱ ، ۲۱:۴۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ نظر

تو رو به امام زمان قسم می دم این پیام رو بخون.دختری از خوزستانم که پزشکان از علاجم نا امید شدند.شبی خواب حضرت زینب (س)را دیدم در گلوم اب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به بیست نفر بگم. این پیام به دست کارمندی افتاد اعتقاد نداشت کارشو از دست داد.مرد دیگری اعتقاد داشت 20 میلیون به دست اورد. به دست کس دیگری رسید عمل نکرد پسرشو را از دست داد.اگه به حضرت زینب اعتقاد داری این پیامو واسه 20 نفر بفرست......20روز دیگه م نتیجه شو میبینی...

------------------------------------

این را ذیل پست قبلی وبلاگم گذاشته بودند و به نظرم‌، بنده خدا اصلا وبلاگم را ندیده و از یک نرم‌افزار ربات محترم، برای ترویج این معارف متعالی (!) استفاده کرده است! 

بچه‌تر که بودم، وقتی به حرم آقا می‌رفتیم برای زیارت، پشت جلد قرآن و مفاتیح، این قبیل ارشادات را می‌دیدم که بی رودرواسی، برایم جالبترین و هیجان‌انگیزترین بخش کتاب بود! اصلاً همان اول، دنبال این عریضه می‌گشتم لای کتاب موقوفه مظلوم! البته تنها فرقش با این عریضه فوقانی، این بود که در آن صحبتهایی هم بود از خون دل خوردن سروران بانوان دو عالم، از جورابهای شیشه‌ای و ناخنهای لاک‌زده! و نمی‌دانم این عریضه نوشتن‌ها چندنفر را متنبّه کرده بود!

بزرگتر شدیم و فن‌آوری هم پیشرفته‌تر شد و من و فن‌آوری به هم رسیدیم و موبایل‌دار شدیم! دیگر عوض پشت‌نویسی و لانویسی (!) کتابهای حرم (که با قسم و آیه انتشارات، پشت جلد کتاب مبنی بر موقوفه بودن کتب و اشکال شرعی نامه‌نگاری در آن، قدری در این خصوص فرهنگ‌سازی شد!) حالا دیگر هرازگاهی پیامکی می‌آمد از این قبیل که "فلان ذکر را 50 مرتبه بگو و به 5 نفر بفرست و به پیر و پیغمبر قطع کننده زنجیر نباش!"

این را هم زیر سبیلهای مبارکمان رد کردیم تا اینکه این وبلاگ را مرتکب شدیم و امروز چشممان به این کامنت منوّر روشن شد! دیگر فکر اینجایش را نکرده بودم، خداییش! توی اینترنت و وبلاگها هم بله؟!

این شد که آنجا در جواب بنده خدا، کظم غیظ نموده و پاسخ را به اینجا احاله کردیم! ببینید:

یکم: همانطور که با دستمال کثیف نمی‌توان شیشه را پاک کرد، با دخل و تصرّف غاصبانه در اموال موقوفه هم نمی‌شود کسی را هدایت کرد! این برای نویسندگان عزیز پشت و لای کتاب‌!

دوم: عزیز خواننده‌ای که دنبال خودکار می‌گردی که به حرف عریضه‌نویس عمل کنی! یا می‌خواهی پیامک یا پیام فوقانی را فوروارد کنی! دست نگه‌دار! دروغ است برادر جان! این بابای نویسنده هم،‌ یکی مثل تو بوده و فقط خواسته بلا دامنش را نگیرد! و بلایی نیست به قرآن! باور کن! ده‌ها یادداشت این مدلی را لابلای کتابهای حرم دیدم، و حتی یکی هم ننوشتم!‌ الان هم سُر و مُر و خیلی گنده، پشت این پنجره شیشه‌ای نشسته‌ام و دارم حرص می‌خورم!!!

سوم: این قبیل قسم دادن‌ها (تو رو به امام زمان و ... ) هیچ الزام شرعی را به وجود نمی‌آورد و انجام ندادنش هیچ بلایی را به شما نازل نخواهد کرد. مطمئن باشید حضرت امام زمان عجّل الله فرجه هم دلش خون می‌شود اگر به این خرافه‌های بی‌بها،‌ بها بدهید ... .

چهارم: مگر ما معارف قوی و مستدل کم داریم، که برای ترویج دین و مذهبمان، بخواهیم دست به دامن این خواب و رؤیاها شویم؟! حضرت زینب سلام الله علیها هم نمی‌آید همه معارف عالیه تشیّع را رها کند و اقدام به تشویق برای ارسال اسپم، با هدف تبلیغ برای شفا دادنشان بکند! پناه بر خدا از جهل و خرافه ... .

پنجم: میلیونها نفر در سراسر دنیا، اصلا نمی‌دانند شیعه چیست و شیعی کیست و نمی‌شناسند نه معصومین ما را و نه بزرگان دین ما را، و دارند زندگی‌شان را می‌کنند؛ از عدل خدا به دور نیست که [نعوذ بالله] کسی را که به این یک مورد (شفای مریض با آب ریختن در گلویش توسط بانو...) اعتقادی ندارد، کارش را ازش بگیرد و فرزندش را و خلاصه از هستی ساقطش کند؟

ششم: من، میرمحمد، ضمن ایمان راسخی که به پروردگار یکتا و چهارده معصوم پاک علیهم السلام دارم، و نیز اعتقاد و ارادتی که به امامزادگان واجب التعظیم سلام الله علیهم -من جمله، بانوی صبر و فضیلت، حضرت زینب کبری سلام الله علیها- دارم، و نیز باور قلبی که به وقوع معجزه و کرامت، از ناحیه آن عزیزان دو عالم دارم، این قسم مطالب (فوقانی) را خرافه محض می‌دانم و به هیچ عنوان اعتقادی به آن ندارم و بدیهی‌ است که برای هیچ کس هم نمی‌فرستمش! امیدوارم عمری باشد و باورمندان "دختر خوزستانی" را بیست روز دیگر ببینم تا برایشان ثابت کنم که آسمان زندگیم، به زمین نیامده و هنوز نفس می‌کشم!‌ پس قرارمان، 21 شهریور، ان‌شاءالله!

هفتم: دوستم می‌گفت اپراتورهای تلفن همراه، تیمی دارند که با هدف درآمدزایی برای این شرکتهای محترم، چنین پیامهایی را طراحی می‌کنند و خلق‌الله را بدینوسیله تیغ می‌زنند! العُهدة علی الراوی...!

--------------------------------------------------------------------------------------------------

سایت گرامی صراط، باز هم بزرگواری نموده ... .

<
میرمحمد
۰۱ شهریور ۹۱ ، ۲۳:۵۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ نظر

 

سؤالات احکام هم مُد و دِمُده می‌شوند! تا دیروز در مورد روزه می‌پرسیدند، و از امروز، کم کم دارد سیل سؤالات در مورد فطریه سرازیر می‌شود! حقیر هم به رسم "علاج واقعه قبل از وقوع..." در این مطلب، پیش‌پاسخی (!) می‌کنم سؤالات پیش‌بینی شده را! سعی می‌کنم طوری بنویسم که مطابق نظر همه مراجع، درست باشد، و در موارد خیلی مهم، اختلاف نظرها را هم خواهم نوشت:

0. پرداخت فطریه، نوعی عبادت است و قاعدتاً زمان انجام آن باید حتماً قصد قربت داشت.

1. وقت واجب شدن و کنار گذاشتن زکات فطره، شب عید فطر است و قبل از آن، کنار گذاشتن فطریه درست نیست.

2. وقت پرداخت فطریه، برای کسی که در نماز عید شرکت می‌کند، قبل از نماز عید است، و برای کسی که نماز نمی‌رود، تا قبل از اذان ظهر.

3. کسی که بالغ و عاقل است و فقیر نیست، باید فطریه خودش و کسانی که نان‌خور او هستند را بدهد. فرقی نمی‌کند که سرپرست زن باشد یا مرد و فرقی نمی‌کند که نان‌خورها کوچک باشند یا بزرگ، مسلمان باشند یا کافر، روزه گرفته باشند یا نه، خرجی آنها بر وی واجب باشد یا نه.

3و نیم: دختری که در دوران عقد است و نان‌خور پدرش محسوب می‌شود، فطریه‌اش به گردن پدرش است؛ همچنین دانشجویان، سربازان و زندانیان که دولت خرجی‌شان را می‌دهد، اگر خودشان دارند، باید بدهند و اگر نان‌خور پدر محسوب می‌شوند، فطریه‌شان به گردن پدرشان است.

4. فقیر، لازم نیست زکات فطره بدهد؛ و فقیر کسی است که مخارج سال خود و افراد تحت تکفلش را ندارد و کار و کسبی هم برای گذران زندگی ندارد.

5. پرداخت زکات فطره برای جنینی که در شکم مادر است، واجب نیست؛ اما نوزاد، هرچند یک روزه باشد، باید سرپرستش فطریه‌اش را بدهد.

6. نمی‌دانم چه بلایی است در مردم ما، این فعالیت‌های دقیقه نَوَدی! به عنوان مثال، شب عید فطر، افطاری می‌دهند و می‌مانند در این که فطریه مهمان به عهده کیست؟! خیالتان را راحت کنم که اگر مهمان قبل از اذان مغرب بیاید و بعد از افطار برود (یعنی مهمان چندروزه نبوده و شب هم آنجا نمی‌خوابد) از مراجع فعلی، فقط حضرت آیة الله صافی گلپایگانی، می‌فرمایند که فطریه‌اش بر عهده میزبان است؛ خلاص!

6 و نیم. به هر حال، میهمان می‌تواند با وکالت گرفتن از میزبان، فطریه خودش را پرداخت کند.

7. در مورد جنس زکات فطره،‌ به فتوای حضرت امام خمینی رحمه الله و امام خامنه ای حفظه الله، لازم نیست حتما از غذای غالب مردم شهر باشد (یعنی مثلا حتی اگر مردم شهرتان، بیشتر برنج مصرف می‌کنند، شما می‌توانید گندم حساب کنید) به خلاف حضرات آیات مکارم و بهجت و سیستانی، که لازم می‌دانند حتما قوت غالب مردم شهر به عنوان ملاک محاسبه فطریه قرار بگیرد.

8. قیمت خرده‌فروشی گندم این روزها در مغازه‌ها حدودا کیلویی 800 تومان است و قیمت برنج معمولی (پاکستانی) در حدود کیلویی 3000 تومان، پس اگر می‌خواهید فطریه را بر مبنای گندم محاسبه‌ کنید، چیزی در حدود 2500 تومان برای هر نفر می‌شود و اگر می‌خواهید برنج حساب کنید، حدود 9000 تومان که صد البته پرداخت بیشتر از این مبلغ هم موردی ندارد.

9. باید یا همان گندم یا برنج را به عنوان فطریه پرداخت کنید و یا نهایتاً قیمتش را؛ پس نمی‌شود چیز دیگری (لباس، لوازم‌التحریر و...) به عنوان فطریه داد.

10. اولویت برای کسی که می‌خواهید فطریه را به او بدهید: خویشان فقیر، بعد همسایگان فقیر، بعد عالمان فقیر است و اگر به دلیلی، کس دیگری بر اینان برتری داشت، بهتر است به وی بدهید.

11. غیر سید نمی‌تواند زکات فطره را به سید بدهد؛ اما سید می‌تواند فطریه را به سید و غیر سید بدهد.

12. بردن زکات فطره به شهر دیگر،‌ در صورتی که در شهر خودتان فقیر پیدا بشود، به فتوای بیشتر مراجع جایز نیست.

13. اگر فقیری در خویشان و یا همسایگان می‌شناسید و به دلیلی، رویتان نمی‌شود فطریه را به او بدهید، می‌توانید به عنوان هدیه یا عیدی، آن را به او بدهید و به او نگویید که فطریه است، اما باید حتماً خودتان در هنگام پرداخت آن، نیت فطریه بکنید.

 

سعی کردم به صورت جمع و جور و البته تقریباً کامل، احکام ضروری فطریه را بنویسم؛ اگر نکته و یا سؤال خاصی به ذهنتان رسید، در نظرات همین پُست بنویسید.

<
میرمحمد
۲۳ مرداد ۹۱ ، ۱۵:۵۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ نظر

 

روزگاری، جماعتی تنبل، که زورشان می‌آمد ذکر شریف صلوات (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را کامل بنویسند، بدعت (ص) نوشتن را گذاشتند. با این توجیه که می‌خواهیم این اسماء شریفه در معرض هتک و بی‌حرمتی قرار نگیرد و دست بی‌وضو به آن نخورد! ضربه‌ای که این جماعت به فرهنگ و نگارش دینی ما زدند، کم نبود از هرزه‌درایی های توهین‌کنندگان به اسامی ائمه علیهم السلام و البته که آن موقع، کسی صدایش در نیامد!

غافل از آنکه:

اولا: حضرت پیامبر اعظم صلوات الله و سلامه علیه، می‌فرمایند: "هرکس در کتابی یا نوشته‌ای بر من صلوات بنویسد، تـا زمـانی که نـام مـن در آن کتـاب هـست، فرشتگان پیـوسته برای او از درگاه حـق طلـب آمـرزش میـکنند.
(بحارالانوار جلد91صفحه71)

ثانیا: سکه‌های ولایتعهدی حضرت امام رضا علیه السلام را دیده اید؟ اگر ندیده‌اید، اینجا یا اینجا را ببینید؛ به نظر شما، اگر چنین احتیاطی برای اسماء متبرّکه شایسته بود، حضرت عالم آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین با ضرب این سکه‌ها برخورد نمی‌نمود؟! یا اقلا حدیثی در مذمت چنین اقدامی نمی‌فرمود؟ چه چیزی
بیشتر از سکه در معرض بی‌احترامی و لمس بدون طهارت؟

ثالثا: مراجع معظم تقلید، در مورد چاپ و نشر اسماء جلاله و متبرکه در روزنامه‌ها و مجلات، فرموده‌اند که چاپ اشکالی ندارد، ولی استفاده‌کنندگان باید مراعات حرمت را بکنند.

رابعاً: آیا علم به این که کسی یا کسانی، در جایی، به قرآن کریم بی‌حرمتی می‌کنند، دلیل می‌شود که چاپ و نشر قرآن را متوقف کنیم؟!

به هر روی، قسمت دردناک‌تر این است که این سنّت غلط، در مواردی هم که ابداً احتمال بی‌حرمتی نیست (مانند بیلبوردها و تابلوهای تبلیغاتی، و نوشتارهای فضای مجازی) هم دیده می‌شود! کافی است قدری در کوچه‌ و خیابان حواستان به تابلوها باشد و در فضای مجازی هم ببینید که مذهبی‌نویسانمان، چگونه می‌نویسند!
و انصافاً در فضای مجازی که لمس اسماء هرگز معنایی ندارد و نوشتن صلوات کامل هم جز Copy و Paste، وقت و هزینه‌ای نمی‌برد، این بی‌انصافی خیلی تلخ‌تر است!

به نظرم، باید یک نهضتی راه بیندازیم برای تکریم و بزرگداشت اسماء متبرّکه؛ نهضت صلوات‌نویسی! همانطور که در صدا و سیما، از چندسال پیش، مجریان اخبار، سنّت حسنه صلوات را پایه گذاشتند و میلیونها صلوات را همراه خود کردند و فضای سراسر میهن را در هنگام آغاز اخبار، معطّر ... .

بیاییم، با هم عهد ببندیم تا در سایت‌ها و وبلاگ‌هایمان، اسامی مقدّس محمّد و علی و فاطمه و اولاد مطهرشان صلّی الله علیهم اجمعین را کامل و درست بنویسیم، و همراه آن، ذکر مقدس صلوات را، آن هم بدون پرانتز و گیومه، که جزء اصلی کلاممان باشد! نه جمله معترضه و قابل حذف!
تا دنیا دنیاست، به حول و قوه الهی، این نوشتار باقی می‌ماند و تا دنیا دنیاست، برایمان ثواب می‌نویسند ان‌شاءالله ... .
اهالی قلم، سرفرازم می‌کنند اگر در نظرات ذیل همین مطلب، پذیرش این عهد را اعلام فرمایند.
 

* این هم بی‌ارتباط با موضوع نیست که دردم می‌گیرد وقتی می‌بینم و می‌شنوم که مدّاحان محترم و خطبای گرامی، برای این که مبادا صلوات فرستادن مردم، مزاحم فعالیت شریفشان شود، از گفتن نام مقدّس محمّد ابا می‌کنند، و بجای آن می‌گویند پیامبر ... دیده‌اید آیا؟! آنها هم نهضتی لازم دارند!

** غیر از ذکر مقدس صلوات، اذکار دیگری هم به این سرنوشت دچار شده‌اند: "علیه السّلام" و "سلام الله علیها" و "عجّل الله تعالی فرجه الشّریف" و "رحمة الله علیه" تبدیل شده‌اند به: (ع) و (س) و (عج) و (ره) و ... همّت کنید عزیزان که این‌ها را هم درست بنویسیم!

***جایی که اسم دو تن از معصومین علیهم السلام را می‌نویسیم، بایستی از عبارت علیهما‌ السلام استفاده کنیم، که این مورد را در این موارد اغلب دیده‌ام که رعایت نمی‌شود: حسن بن علی علیهما السلام، موسی بن جعفر علیهما السلام، علی بن موسی الرضا علیهما السلام و مانند آن.

**** شنیده‌اید حرمت امامزاده را،‌متولی باید رعایت کند؟! صفحه زندگی‌نامه امام رضا علیه السلام را در این سایت وزین مشاهده فرمایید! شاهد عرایض قبلی بنده!

تکمله: پایگاه محترم وبلاگ‌نویسان ارزشی، این پیشنهاد حقیر را در ستون "جنبش‌های وبلاگی" درج فرمود... و نیز پایگاه گرامی عمارنامه، لایق دانستند حقیر را و این مطلب را اینجا بازنشر نمودند؛ اجرشان با صاحب صلوات ان‌شاءالله...
 
<
میرمحمد
۱۸ مرداد ۹۱ ، ۱۵:۲۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ نظر

"قرض‌الحسنه" به نظرم ترکیبی اشتباه است،‌ و از آن اشتباه‌تر، چیزی که به اسم قرض‌الحسنه و وام به خورد خلق‌الله می‌دهند! قرض و وام دادن به مؤمن برای رفع گرفتاریش، مستحب، وبسیار پسندیده و از افضل اعمال است، اما 1000تومان که قرض دادی باید همان 1000 تومان را بگیری، و سود حتی یک ریالش هم حرام است و خودت و خانواده‌ات و جامعه‌ات را همین حرام‌های ریز و درشت به باد فنا می‌دهد.

 می‌خواهم در مورد یک سوء تفاهم بزرگ برایتان بنویسم، "وام" دانستن "تسهیلات اعطایی بانکها". حتما می‌دانید یکی از خدماتی که این روزها بانکها و تعاونی‌های اعتبار به مردم می‌دهند، "تسهیلات فروش اقساطی" است که مردم ما، آن را با وام اشتباه می‌گیرند!

دلم برایتان بگوید، قرض و وام، پولی است که قرض دهنده محض رضای خدا به قرض‌گیرنده می‌دهد، و قرض‌گیرنده به هر درد زندگی‌ش که بخواهد می‌‍زند و بعدا هم عین همان را به آن قرض‌دهنده نیکوکار بر می‌گرداند و احتمالا قدری دعایش هم می‌کند و تمام!

اما "تسهیلات فروش اقساطی" به زبان ساده‌اش این می‌شود که مثلا من پول خرید نقدی یخچال یک‌میلیون تومانی را ندارم و به بانک مراجعه می‌کنم و بانک مرحمت فرموده آن کالا را برای من نقد خریداری ‌می‌کند و بعد به حقیر به مبلغ یک‌میلیون و سیصد‌هزار تومان به اقساط می‌فروشد. یعنی در حقیقت دو "معامله" و داد و ستد انجام می‌شود.

پس: پولی که مشتری از بانک می‌گیرد، قرض نیست و  مال خودش نیست، بلکه باید به وکالت از بانک برود و آن جنسی را که فاکتورش را آورده بخرد و بعد آن را از مالک جدید (بانک) بخرد.

پس: برای حلال بودن آن سیصدهزار تومان، حتما باید این دو معامله انجام شود و لاغیر.

پس: آوردن فاکتور جعلی و قرارداد صوری، دردی دوا نمی‌کند و این می‌شود که پولی که بانک برای خرید نقدی به طرف داده، او می‌رود به جای دیگری می‌زند و در حقیقت تصرف نامشروع در مال بانک کرده؛ و پس از آن پول بیشتری برمی‌گرداند، که این هم می‌شود "ربا" دادن و دو حرام و دو ضربه به خود و خانواده و جامعه ... .

پس: فقط امضا کردن اوراق و اسناد،‌ برای صحت این معامله کافی نیست و طرفین واقعا باید از مفاد آن دقیقاً مطلع بوده و با قصد و نیت همان، معامله را جاری فرمایند. [همانطور که مهر و امضای شناسنامه و دفتر ازدواج، کسی را به کسی محرم نمی‌کند و حتما عقد ازدواج لازم است]

درخواست: ای که دستت می‌رسد، کاری بکن! عزیزی که دارنده‌ای و برازنده‌ای و می‌توانی قرض بدهی! به برادر و خواهر تنی و ناتنی و دینی‌ات بده و ثواب نجومی‌اش را هم ببر تا آن بندگان خدا هم دچار این پیچ‌ و خم‌های شبهه‌ناک نشوند ... .
 
<
میرمحمد
۱۷ مرداد ۹۱ ، ۰۹:۰۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

حقیقت نخست: توی احکام شرعی، مسأله‌ای که در موردش از همه بیشتر سخت‌گیری شده، می‌دونین چیه؟ بله، حق‌الناس ...

حقیقت دوم: مسأله‌ای که از همه بیشتر راجع بهش تساهل و تسامح شده، نجس و پاکیه ... یعنی چیزی که حتی 99% احتمال بدی نجس هست و فقط یک درصد احتمال بدی پاکه، همه مراجع می‌گن محکوم به طهارته! یعنی پاک پاک پاکه!

حقیقت سوم: اعتنا به وسواس و  آب‌ریزی بیش از حد شما بانوی محترم*، مساوی است با زیر بار حق‌الناس رفتن و مدیون شدن ... اولا به شوهر عالی‌مقام که هزینه قبض آب را می‌پردازد، و ثانیا به بیت‌المال ...

حال، متر کنید میزان تعبد و بندگی این بندگان وسواسی شیطان** را...


* گفتم بانوی محترم، زیرا با نهایت تأسف، اغلب مراجعات وسواسی، مربوط به این جماعت گرامی است.

** روایت داریم که وسواسی، بنده خدا نیست، بنده شیطان است ...

کمی مانده به آخرنوشت: ضروری است متذکر شوم که مبتلایان به وسواس عملی، چند گروه متفاوت هستند که برخی از ایشان، واقعا اختیاری در عمل به وسواس و تکرار اجبارگونه کارهایشان نداشته و نیاز به درمانهای فیزیولوژیک دارند تا مداوا شوند؛ روی سخنم در این ارسال، به این گروه نبود.

آخرنوشت: حقیر زیاد سر و کله زده‌ام با وسواسی‌های عزیز، تجاربی هم دارم ... امری بود در خدمتم!

<

<
میرمحمد
۱۵ مرداد ۹۱ ، ۲۱:۱۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

خوب:

سِلام، عِیدِتان مُبارک، مِخِم بِچّه‌مانِه عقیقه کُنِم، مِشَه بجای مجلس گیریفتَن، گوشت گُسبَند عقیقه‌ش رِه بُبُرِم توی خیریَه و بهزیستی و ... تُخس کُنِم؟

بد:

بِچّمان تا نِصبِ شَب مِرَه مجلس اهل بیت،‌خدا قوبول کُنَه،‌ولی نِمدِنِن مو و نِنَه‌ش تا وَختی مِیَه چقدر از دلواپسی بال بال مِزِنِم ...

زشت:

درسی نخاندُم،‌ولی چون هَمَه از صدای مو تعریف مِکِردَن، رَفتُم کلاس مدّایی! یَک حاج خانُم معقول و مقبول که اویَم عِین خودُم سه کلاس سِوات دِرَه استاد مایَه! دیروز مُگُف روایت دِرِم که اَگِر مِخِن توی مولودی دفّ بِزِنِن، دفّ زِنجیردار و حَلقَه‌دار بِزِنِن که اجرش مِثِ زنجیرزنی امام حسینَه (!!!) یک روایت دِگَه هَم مُگُف که اگِر اُنقَد بِزِنِن تا دفّ پارَه بِرَه، دفّ شِهید رِفتَه (!!!)

----

آخر‌نوشت: موقع شنیدن این دو تا روایت اخیر، باور بفرمایید، چشمام به قاعده همون دف کذایی گشاد شده و فکم نیز سقوط آزاد نموده بود!!!

<
میرمحمد
۱۴ مرداد ۹۱ ، ۲۲:۵۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر